Sunday, May 17, 2015

همراه خاموش


دیده شود حال من...

 


من اگر جایشان بودم
می رفتم جایی دور و درختی کنار سایه ی آسمان می جستم
مثل همین حالا که اهل همین حدود آسمانم .

به من و تو چه مربوط
که کدام کلمه از معانی این و آن دور است
ما محبت مادرزاد هزار دریاییم
که پیاله آبی از کنار ما کافی ست 
تا هیچ کودکی در این کرانه سر گرسنه بر خواب شن نگذارد
آنوقت تو در قید واژه و اوزان آینه ای ؟
                                  (سید علی صالحی)

کلمات

دنیای تو

چه واسه خودت بری و بیای !
چه با مهندسا رفت و آمد کنی !
چه دادستانا ازت به عنوان سردبیر بازجویی کنن!
چه بری مهمونی آدمای بی مایه و مغرور!
مهم.نی اونایی که با دیپلماتای افاده ای می چرخن،
پیش اونا خود شیرینی می کنن،
مخصوصا پیش اونایی که مال کشورای کوچیکن !
چه از دست خونواده فراری شی! 
چه مدام از نردبون طبقات اجتماعی بری بالا،
سر بخوری بیای پایین :
همه ی این اتفاقا بین دویست نفر می مونه.
چه دم رودخونه ی ورز زندگی کنی،چه دم ادر،
چه دم وایش سل،چه دم البه،
دمخورات همیشه و همیشه یه عده ی خاصن،
هم سفرا و هم دردات همیشه یه عده ی معلومن.
انگاری در سایر باغا رو با نرده بستن.
دوستا جزوی از بخت آدمیزادن؛
اما آن چنان بی دردسرم نیستن.
همه اتفاقای عمرت بین دویست نفر می مونه.
چه بری آمریکا!
اون که وایساده تو توالت هتل همون رزنفلد خودمونه؛
که می گه:((تو توی مانهاتان چی کار می کنی؟))
چه فرار کنی بری پیش اسکیموها!
تو انبوه خراش یخها
آدم چاقی که خز تنشه،حتما از رده ی اجتماعی خودته.
حتی اگر دنیارو از قطب شمال تا قطب جنوب زیر پا بذاری!
اینا همه بین دویست نفر می مونه.
وه که دنیای ما چقدر کوچیکه!
اینو حتما بایس بدونی:
طبقه های اجتماعی ،اقوام و ملل
همه فقط پشت صحنه های زندگی تو هستن:
تو اینارو می دونی،
اما حیرت نکن کهو:
در هر حال فقط میون دویست نفر خودت زندگی می کنی،
با این که طنین قاره ها وکشورای دیگه رو می شنوی
  بازم به هیچ وجه قادر نیستی از رده اجتماعی خودت بیرون بپری!
از اون ساعتی که بهت پودر نوزاد می زنن،
تا اون ساعتی که تو قبر کرایه ای می ذارنت ،
تمام اوقایع عمرت فقط و فقط بین دویست نفر آدم می مونه.
                    (کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن !)(کورت توخولسکی)

همراه خاموش


دیده شود حال من...

 


آدمی را دیده بانی چون دل آگاه نیست .

نخل خزان دیده اگر نیستم چرا
        هر پاره دلم
                 ره دیگر گرفته است ؟

هرگز دل اهل عشق بی غم نیست
   در قطره ما 
           همیشه طوفانست .

دست بر دل نه
       ز سختیهای دوران سر مپیچ .
                                  (صائب)

کلمات

بزودی .بزودی .بزودی .بزودی .این بزودی کی خواهد بود ؟چه کلمه هراس انگیزی است این :بزودی . بزودی ممکن است یک ثانیه دیگر باشد .بزودی می تواند یک سال طول بکشد. بزودی کلمه ای است هراس انگیز .این بزودی آینده را در هم می فشارد ،آن را کوچک می کندو دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود،هیچ چیز مطمئنی ،هر چه هست دو دلی و تزلزل مطلق خواهد بود.بزودی هیچ نیست و بزودی چه بسا چیزهایی است.بزودی همه چیز است.بزودی مرگ است...
بزودی من دیگر مرده ام.خواهم مرد.بزودی .تو خودت گفتی و کسی در درون تو و کسی در بیرون تو به تو گفت که این بزودی عملی خواهد شد به هر حال این بزودی در عملی  حتمی ،حد اقل چیزی است ثابت وپابجا.
این جنگ تا کی طول خواهد کشید ؟
        (کتاب قطار به موقع رسید)(هاینریش بل)