Wednesday, June 8, 2016
کلمات
تو عمدا چشم و گوش و دهنت را می بندی. تو در برابر موجوی زنده مرده ای . اگرمکس را برادر واقعی ات ندانی ،نه در درون به چیزی خواهی رسید و نه در بیرون . کتاب هایت روی آن رف...کتاب هایت بوی گند می دهند ! نیچه ی مریضت ، مسیح رنگ پریده و دوست داشتنی ات ، و داستایفسکی رنج کشیده ات به هیچ جایم نیست ! کتاب ، کتاب ، کتاب .بسوزان شان !به دردت نمی خورند .اصلا کتاب نخوانده باشی بهتر از این است که آنجا بایستی و شانه بالا بیندازی. اگر نفهمی حی و حاضرو گوشت و خون یعنی چه ، هرچه مسیح گفته دروغ است ،هرچه نیچه گفته ریاست .اگر از کتابهای آن ها به آسایشی شیرین برسی و این آدمی که دارد جلوی چشمت می پوسد را نبینی ،به این معنی است که آن ها دروغگو و فاسد بوده اند . برو ، برو سراغ کتاب هایت و خودت را زیر آن ها دفن کن !برگرد به قرون وسطایت ، به کابالایت ، به هندسه و ریاضیاتت.ما به تو نیازی نداریم . ما نیازمند هوای تازه ایم . نیازمند امید وشهامت و رویا. ما به یک جو همدردی و نوع دوستی نیاز داریم.
(مکس)(هنری میلر)
Subscribe to:
Comments (Atom)

