معلم می گوید وقتش شده که خودمان را برای نخستین اعتراف و نخستین عشاءربانی آماده کنیم،تمام سوال و جوابهای کتاب شرعیات را حفظ کنیم،کاتولیکهای خوبی بشویم،خیر را از شر تشخیص بدهیم و اگر لازم باشد جانمان را برای ایمانمان فدا کنیم.معلم می گوید مرگ در راه ایمان افتخار بزرگی است و پدر می گوید مرگ برای ایرلند افتخار بزرگی است و من مانده ام که آیا اصولا کسی می خواهد ما زنده بمانیم؟برادر هایم مرده اند و خواهرم هم مرده است و من نمی دانم آنها در راه ایرلند مردند یا برای ایمانشان؟پدر می گوید آنها کوچکتر از آن بودند که از این چیزها سردر بیاورند.مادر می گوید علتش بیماری و گرسنگی و بی غیرتی پدرتان بوده که هرگز نمی تواند شغلی را حفظ کند.پدر می گوید ،آخ آنجلا،وکلاهش را سرش می گذارد و برای پیاده روی می رود بیرون.
(کتاب اجاق سرد آنجلا)(فرانک مک کورت)
No comments:
Post a Comment