Wednesday, October 4, 2017
کلمات
مدتی سکوت میان دو مرد افتاد، بعد چهره دن سالواتوره باز شد و افزود : درختان زیتون ابدی اند . ولی میوه زیتون عمری نمی کند . می رسد وبعد هم می پوسد با این همه زیتونها یکی پس از دیگری می آیند به شیوه ای تکراری و پایان ناپذیر و همه با هم متفاوتند ولی زنجیره دور و درازشان پایانی ندارد همان شکل و همان رنگ را دارند با همان خورشید رسیده اند و همان مزه را دارند. بله زیتونها ابدی اند . مثل آدمها . همان جایگزینی پی در پی مرگ و زندگی. زنجیر بلند زندگی ادمها هرگز گسستنی نیست . به زودی نوبت من خواهد شد که پا از دنیا بکشم . زندگی برای من خاتمه می یابد ولی همه چیز برای دیگران ادامه پیدا می کند.
(خورشید خانواده اسکورتا) (لوران گوده)
کلمات
تا وقتی که استرینا به او جواب نوشت : ماجرا دیگر کهنه شده .آن جانور هم سکته کرده و مرده . شاید آنجا ، آمریکا با این زبانی که تو حرف می زنی، گذشت زمان طور دیگری باشد ولی اینجا نه سال از آن روز گذشته و وارد دهمین سال شده ایم . اسپریا جز خرچنگ چیزی نمی خورد و من به قدری فرتوت شده ام که از تابستان سال پیش دیگر خودم را ندیده ام چون قدم به آینه نمی رسد . به این ترتیب از عمرم چند سانتی متری بیشتر نمانده و اگر تو بازهم پابه پا کنی ، وقتی به اینجا برسی من بخار شده و به هوا رفته ام.
(میدان ایتالیا)(آنتونیو تابوکی)
Monday, October 2, 2017
کلمات
چشمان آبی و قدیمی تو صورت قدیمی و زمینی تو پیدا شد .
غرغرکنان گفتی : چی چی عالیه ؟
- رفتن روی ماه پدر ، معنی آن قطره نور را درک نمی کنی؟
یعنی این که ما به ماه خواهیم رفت.
آهسته روزنامه را تا کردی و روی میز گذاشتی .
(( تصورش هم ناراحتم می کند . رفتن به ماه به چه درد می خورد؟
بشر در ماه هم همان گرفتاریهای روی زمین را خواهد داشت . در ماه هم مثل زمین بشر ناخوش
وبدجنس خواهد بود. تازه شنیده ام در ماه نه دریا هست ، نه رودخانه ؛ و نه ماهی؛ نه جنگل ؛ نه مزرعه و نه پرنده. در ماه من نه می توانم به شکار بروم و نه به صید ماهی.
(اگر خورشید بمیرد) (اوریانا فالاچی)
کلمات
اما وقتی برنارد کلمه روزنامه نگار را پیش خود بر زبان جاری می کند (و امروزه در فرانسه این کلمه ویراستاران رادیو و تلویزیون و حتی عکاسان مطبوعات را نیز در بر می گیرد) به همینگوی نمی اندیشد و فرم ادبی که می خواهد در آن سرآمد همگان شود گزارش نویسی نیست. او بیشتر در رویای چاپ سرمقاله هایی در مجله های معتبر هفتگی است که بر تن همکاران پدرش لرزه بیفکند . یا در فکر مصاحبه است . با این حساب پس شاخص ترین روزنامه نگار زمانهای اخیر کیست ؟ نه همینگوی است که از تجربه هایش در خندق ها می نوشت و نه اورول است که یک سال از زندگیش را با فقرای پاریس گذراند ونه اروین کیش کارشناس فاحشه های پراگ است ، بلکه اوریانا فالاچی است که بین سالهای 1969 تا1972 در روزنامه ایتالیایی یوروپو یک سلسله مصاحبه با سرشناسترین سیاستمداران زمان منتشر ساخت . این مصاحبه ها فراتر از گفتگوهای ساده بود ، اینها نیز نبرد بودند. قبل از آنکه سیاستمداران نیرومند دریابند که در شرایطی نابرابر می جنگند- زیرا فالاچی مجاز به پرسیدن بود و آنان نبودند- برکف رینگ بوکس دراز به دراز افتاده بودند.
(جاودانگی) (میلان کوندرا)
Subscribe to:
Comments (Atom)









