تا وقتی که استرینا به او جواب نوشت : ماجرا دیگر کهنه شده .آن جانور هم سکته کرده و مرده . شاید آنجا ، آمریکا با این زبانی که تو حرف می زنی، گذشت زمان طور دیگری باشد ولی اینجا نه سال از آن روز گذشته و وارد دهمین سال شده ایم . اسپریا جز خرچنگ چیزی نمی خورد و من به قدری فرتوت شده ام که از تابستان سال پیش دیگر خودم را ندیده ام چون قدم به آینه نمی رسد . به این ترتیب از عمرم چند سانتی متری بیشتر نمانده و اگر تو بازهم پابه پا کنی ، وقتی به اینجا برسی من بخار شده و به هوا رفته ام.
(میدان ایتالیا)(آنتونیو تابوکی)

No comments:
Post a Comment