Monday, October 2, 2017

کلمات

تو داشتی روزنامه می خواندی آهسته روزنامه را از جلوی صورتت پایین آوردی 
چشمان آبی و قدیمی تو صورت قدیمی و زمینی تو پیدا شد . 
غرغرکنان گفتی : چی چی عالیه ؟
- رفتن روی ماه پدر ، معنی آن قطره نور را درک نمی کنی؟
یعنی این که ما به ماه خواهیم رفت.
آهسته روزنامه را تا کردی و روی میز گذاشتی .
(( تصورش هم ناراحتم می کند . رفتن به ماه به چه درد می خورد؟
بشر در ماه هم همان گرفتاریهای روی زمین را خواهد داشت . در ماه هم مثل زمین بشر ناخوش
وبدجنس خواهد بود. تازه شنیده ام در ماه نه دریا هست ، نه رودخانه ؛ و نه ماهی؛ نه جنگل ؛ نه مزرعه و نه پرنده. در ماه من نه می توانم به شکار بروم و نه به صید ماهی.
                                   (اگر خورشید بمیرد) (اوریانا فالاچی)

No comments:

Post a Comment