Wednesday, February 18, 2015

کلمات

شگفتیهای جهان بسیار است ،اما هیچ یک چون آدمی شگف انگیز نیست.
خسته و پریده رنگ ،بر دریای پر تلاطم،
واز میان تنگه های کف آلود راه پر خطر خویش می گشاید.
زمین را که کهنسال ترین خدایان است و رنج و فساد را نمی شناسد،
شخم می زند،وشیار میکند،اسبانی که نسلها در زیر یوغ او بوده اند
خیش را در خاک به هر سو می کشند،
پرندگان تیز هوش هوا،درندگان وحشی جنگلها
و زادگان دریای شور را
در دامهایی که بافته است گرفتار می کند.
انسان که در مکر و زیرکی سرآمدموجودات است،
گاوهای وحشی و گوزنهای آزاد کوهستانی 
را با شیوه های بیشمار به خود انس می دهد.
توسنهای بالدار خوش اندام را ، رام خود می سازد.
کلام ،وسرعت باد آسای افکار و تدابیر ملکداری،همه را او به خود آموخته و دریافته است که از تیرهای باران
واز سرمای سوزنده و یخبندان زمستان چگونه باید گریخت.
وی در برابرهمه این دشواریها آماده است و می داند در برابر بلاهاچسان پایداری کند.
هرچه روی دهد وی خود را از آن برکنار تواند داشت.
اما هنوز برای مرگ درمانی نیافته است.
                                      (نمایشنامه آنتیگون اثر سوفکل)

No comments:

Post a Comment