(از
تو می خواهم با این ضبط صوت در جزیره بگردی و همه صداهایی را که به گوشت
می خوردضبط کنی.من نا امیدانه حتی به خیالی از خانه ام احتیاج دارم.حالم
زیاد خوب نیست. دلم برای دریا ،برای پرندگان تنگ شده است. صداهای خانه ام
را برایم بفرست .داخل باغم شووزنگ را به صدا دربیاور.پیش از همه صدای
زنگهای کوچک را که با گذر نسیم به صدا درمی آیند را ضبط کن و بعد نخ زنگ
بزرگ را چندبار بکش.زنگ من ، زنگ خود من!هیچ کلمه ای گوش نوازترازکلمه زنگ
نیست به خصوص اگر صدای زنگی باشد که با صدای دریا همراه است...به میان صخره
ها برو ماریو و صدای شکستن امواج را برای من ضبط کن.اگر صدای مرغان دریایی
به گوشت خورد ضبط کن و سکوت ستارگان را هم اگر شنیدی...پاریس بسیار زیباست
اما مانند لباسی است که به تن من خیلی گشاد است....
(کتاب پستچی(آخرین روزهای پابلو نرودا) (آنتونیو اسکارمتا)
(کتاب پستچی(آخرین روزهای پابلو نرودا) (آنتونیو اسکارمتا)
No comments:
Post a Comment