Thursday, December 18, 2014

کلمات

به عنوان مقدمه یا دیباچه یا سر فصل یا سرآغاز ...

سخنرانی آیزاک باشویس سینگر در مراسم اهدای جایزه نوبل (هشتم دسامبر 1978)


داستان نویس و شاعر زمانه ما ، مانند هر زمانه دیگری ،باید انسان را به معنی کامل کلمه سرگرم کند ؛نه آنکه صرفا مبلغ آرمانهای اجتماعی یا سیاسی باشد .هیچ بهشت موعودی برای خواننده ملول وجود ندارد و هیچ عذری برای ادبیات کسالت آور پذیرفته نیست،ادبیاتی که کنجکاوی خواننده را تحریک نمی کند اوراسر شوق نمی آورد و آن نشاط و مفری را که هنر واقعی همواره تضمین می کند برایش فراهم نمی آورد.ولی این نیزواقعیتی است که نویسنده جدی زمانه ما بایدعمیقا دلمشغول مشکلات نسل خود باشد.بی تردید به این نتیجه خواهد رسید که امروزه قدرت مذهب به ویژه اعتقاد روحی از هر دوره دیگری در تاریخ بشر ضعیفتر است. روز به روز بر تعداد کودکانی افزوده می شود که بدون ایمان به خدا ، بدون اعتقاد به پاداش و کیفر، یا جاودانگی روح و حتی اعتبار اصول اخلاقی بزرگ می شوند.نویسنده واقعی نمی تواند این واقعیت را نادیده بگیرد که بنیان معنوی خانواده رفته رفته از هم می پاشد. همه پیشگوییهای غم انگیز اسوالداشپینگلر پس از جنگ جهانی دوم به واقعیت پیوسته است. هیچ یک از دستاوردهای فن آوری نمی تواند ناامیدی انسان مدرن ، تنهایی اش ،احساس حقارتش، وهراسش را ازجنگ و انقلاب و فجایع هولناک کاهش دهد.نسل ما نه تنها ایمانش را به مشیت الهی از دست داده بلکه دیگر به خود انسان ،به نهادهای ساخته دست او،و اغلب به نزدیکترین کسانش نیز اعتقاد ندارد.برخی از افرادی که دیگر به رهبران جامعه ما اعتقاد ندارند در ورطه نومیدی خود چشم امید به نویسنده،به این استاد کلمات دوخته اند.به رغم اوضاع ،امیدوارند که شاید انسان برخوردار از استعداد و حساسیت بتواند تمدن را نجات دهد.شاید با همه این احوال ذره ای از آن رسالت در وجود هنرمند باشد.



No comments:

Post a Comment