من همان
طوری می نویسم که حس می کنم...ازم خرده میگیرند که بد دهنم ؛ زبان بی
ادبانه دارم. در این صورت این خرده را باید از رابله ؛ ویون ، بروگل و خیلی
های دیگر هم گرفت...از بیرحمی و خشونت دایمی کتابهایم انتقاد می کنند...
چه کنم ، این دنیا ذاتش را عوض کند ، من هم سبکم را عوض می کنم...
احساس
و شور اگر با مقدار زیادی آنارشی همراه نباشد چندان ارزشی ندارد ، نه به
خاطر اصول ، بلکه به این خاطر که در دنیای فاسدی زندگی می کنیم . متاسفانه
همه ی روشنایی مال جاهای ممنوع است.
تعهد
عمیق سلین به انسان و دلسوزی بی پیرایه اش برای سرشت و سرنوشت اوست ، تا
جایی که در این همه تلخی و بد بینی وشقاوتی که او درترسیم واقعیت به کار می
برد تقریبا هیچ اثری از تحقیر نمی بینیم و حتی در سیاهترین تصویرهایی هم
که از زندگی ارائه می کند اثری از نفرت از زندگی نیست.
(لویی فردینان سلین)
(لویی فردینان سلین)
No comments:
Post a Comment