کلمات
Friday, January 16, 2015
دیده شود حال من...
گفتم تو را بخوانم
کز صبح بگذریم
باران چنان گرفت که خورشید پیر شد.
در انتظارتو
اینک من ؛ آه... من-
مردی هزار ساله کنار دریچه ها!...
منصور اوجی
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment