Friday, January 16, 2015

دیده شود حال من...

 

گفتم تو را بخوانم
کز صبح بگذریم
باران چنان گرفت که خورشید پیر شد.

در انتظارتو
اینک من ؛ آه... من-
مردی هزار ساله کنار دریچه ها!...

                              منصور اوجی

No comments:

Post a Comment