کلمات
Thursday, January 1, 2015
دیده شود حال من...
بی تباران انبوهند
مگر از کومه بر آید دودی
گیرد و آتش ژرفی گردد
ورنه چشمم نخورد آب ز من
یا ماها
کابمان سرد
نانمان گرم
مشتمان در جیب است
حرفمان اما از آتش و خون است مدام.
( محمد زهری)
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment