مادر پس از شرح پشت دردش نوشته بود:(خانم مارگیت نامه ای برای من فرستاده و نوشته است تو با سه مرد بیرون می روی.خدا را شکر که آنها آلمانی هستند.با این حال کار غلطی است این طور نیست؟آدم سالها پول خرج می کند که بچه اش در شهر تحصیل کند آن وقت یک روز می بینی از راه به در شده.گمان می کنم یکی هم توی کارخانه تور کرده باشی.خدا آن روز را نیاورد که تو با یک رومانیایی در خانه مرا بزنی و بگویی:این شوهر من است.آرایشگر که سال ها همانطور که می دونی در شهر سر مردم را اصلاح می کند یک بار گقته بود که زنان تحصیل کرده مثل اخ و تف هستند.اما هر کسی فکر می کند که دختر خودش جور دیگری بار آمده است .
(سرزمین گوجه های سبز) (هرتا مولر)
No comments:
Post a Comment