جایی که انسان هرگز گم نمی شود چون علت وجود شهر همین است(تا انسان هرگز گم نشود)که ممکن است انسان رنج بکشد یا بمیرد اما ممکن نیست در این شهر گم شود هر گوشه اش یک دستگاه گم شده پیدا کن بی نقص است جایی که انسان حتا اگر بخواهد نمی تواند گم شود چون هزاران جفت چشم دسته بندی اش می کنند و در دسته ای می گذارندش ، او را به جا می آورند و در آغوشش می گیرند، شناسایی اش می کنند و نجاتش می دهند وقتی خودش را در محیط مالوفش گم ترین می پندارد امکانش می دهند تا خودش را پیدا کند : در زندان، در یتیم خانه،در کلانتری،در تیمارستان،در اتاق عمل بخش سوانح و سوختگی،این جا، جایی که انسان دیگر اهل روستا نیست، که دیگر مانند اهل روستا نیستی،انسان که همه می گفتند اهل روستایی و بهتر بود هرگز از روستا نیامده باشی چرا که به روستاییان ماننده ای؛ انسان .
(لوییس مارتین سانتوس)(وقت سکوت)
No comments:
Post a Comment