Tuesday, December 25, 2018

دیده شود حال من...

 



آن روزها رفتند
آن روزهای برفی خاموش
کز پشت شیشه در اتاق گرم
هردم به بیرون خیره می گشتم
پاکیزه برف من چو کرکی نرم
آرام می بارید
بر نردبام کهنه چوبی
بر رشته سست طناب رخت
برگیسوان کاجهای پیر
و فکر می کردم به فردا ، آه
فردا-
حجم سفید لیز.

No comments:

Post a Comment