Saturday, December 29, 2018

کلمات

تا چند روز بعد از ترور ، اراذل و اوباش هوادارش هزاران سیک را در دهلی به قتل رساندند.منازل ، مغازه ها،استندهای تاکسسی راننده های سیک و کل محلاتی که سیک ها در آن زندگی می کردند به آتش کشیده شد.چنان دود سیاهی از این آتش به آسمان می رفت که شهر را تاریک کرده بود.خودم از پنجره اتبوسی دیدم که جمعیت چطور یک پیرمرد سیک را دار زدند.دستارش را گرفتند و پاره کردند ریشش را کندند و به سبک آفریقای جنوبی لاستیک در حال سوختنی را به گردنش انداختند. مردم هم ایستاده بودند و تشویقشان می کردند.سریع به خانه رفتم و منتظر ماندم تا از چیزی که دیده بودم شوکه شوم. شوکه نشدم. تنها شوکی که با ان مواجه شدم شوک خونسردی خودم بود.حالم از این همه حماقت و بی ثمری به هم می خورد اما شوکه نشده بودم.شاید آشنایی با تاریخ خونین شهری که در آن بزرگ شده بودم موجب این احساس بود.

                                                                                  (وزارت بالاترین سعادت)(آرونداتی روی)

No comments:

Post a Comment