کلمات
Tuesday, December 25, 2018
دیده شود حال من...
نجوا کنان به زمزمه سرگرم
مردی ست دل شکسته و تنها.
امشی سرود و سر دگر دارد
امشب هوای کوچ به سر دارد
اما کسی ز ((دوست)) نشانش نمی دهد
غمگین نشسته گریه امانش نمی دهد :
((راهم ...دهید ،. آی!...پناهم دهید.. آی .
(اخوان ثالث)
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment